close
تبلیغات در اینترنت
قسمت سوم دوقلوهای ناهمسان

قسمت سوم دوقلوهای ناهمسان

چقد خوب بود امروز! اون دوتا دیگه دوستای صمیمی شدن! سر میز غذا باهم! توی پارک باهم!خلاصه هرجایی که دوستا باهم میرن! از اینجا به بعد لیوانا(من) حرف میزند! من: لیوانا من خیلی دلم میخواد یه عملیات رو باهم باشیم! لیوانا:منم همین طور! من: بریم خواهش کنیم از مدیر؟ لیوانا: من که هستم! و خلاصه دوتایی رفتیم پیش مدیر! فک کنم کلشو خوردیم!تا بلاخره راضی شد!صدای خندیدن مامورای بدضات میومد! لیوانا:ولشون کن!جواب ابلهان خاموشیست! و دوتایی زدیم زیر خنده!.. ادامه دارد
شهر انیمه
سفارش تبلیغ سفارش تبلیغ